امیر علی خان به ویلای عمه جان میرود
برف سال 93در ویلای عمه جان
امیرعلی خان از ببعی احوال پرسی میکند
امیر علی خان رانندگی میکند
پسرم بهترینم خوشبختی تو آرزوی ماست.
امیرعلی مامان سلام، سال نو مبارک نفسم. وای که چه سال خوبی رو شروع کردیم. به قول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست. و بهار 93 برای من با وجود تو عالی بود چقدر کیف کردیم با هم خداروشکر. خیلی ذوق دارم برات از سال جدید بگم. میدونی که یه معضل اساسی من غذا خوردن تو با قطره چکون بود عزیزم. چه روزها و شبای سختی با هم گذروندیم. فقط خدا میدونه چه بر من گذشت. اما خوب بالاخره گذشت. میخوام حرفای خوب و شاد برات بزنم. اینکه عید امسال بعد از 7 ماه رفتیم تهران من که کلی دلم برای شهرمون تنگ شده بود. کوچه کوچشو عین این ندید بدیدا نیگا میکردم انگار رفته بودم موزه. آخه مامانی من تهران رو خیلی دوست دارم. دلتنگش شده بودم. خلاصه ...
نویسنده :
مامان و بابا
8:16
امیر علی خان بگردش میرود
راه رفتن امیر علی خان
امیر علی خان امروز تا حدودی مستقل قدم برداشته یه عالمه پیاده روی کرده شیطون بلا یه چوب برداشته دنبال مورچه ها و گلای حیاطو کنده پرپر کرده تازه اسم گلم یاد گرفته تند تند میگه گل گل .. ...
نویسنده :
مامان و بابا
14:30
دردت به جونمممم
امیرعلی من الهی مامان فدات بشه قربون اون چشمای نازت قربون اون موهای بورت فدای اون دستای کوچولوت... پسرم بمیرم برات که داری دندون در میاری باز و درد میکشی این دو روز که پیشت بودم کلی بد قلق شده بودی و همش میخواستی بغلت کنیم و راهت ببریم تا زمین مینشستیم کلی غر غر میکردی و گریه الهی فدای اشکات بشم که عین تیله از چشمات پایین میومد..خیلی درد داره نه؟ وقتی میخوابی دلم میخواد فقط نگات کنم از بس که تو مظلومی از بس که تورو دوست دارم دو روز پیشت بودم الان که اومدم سرکار حسابی دلتنگتممممممممم دلم داره برات پر میزنه مامانییییییی .....
نویسنده :
مامان و بابا
11:39








